فعل
عوض کردن، تغییر دادن، تعویض کردن
معانی و تعاریف wechseln:
- چیزی را با چیز دیگری جایگزین کردن، عوض کردن (مثلاً لباس، پول، شغل)
- از یک حالت یا مکان به حالت یا مکان دیگری رفتن، تغییر کردن (مثلاً مسیر، موضوع، رنگ)
- جابجا کردن یا تغییر دادن موقعیت چیزی (مثلاً دنده ماشین)
جملات نمونه برای wechseln:
Die Farben ''wechselten'' ständig.
رنگها دائماً تغییر میکردند.
Ich habe häufig ''wechselnde'' Arbeitszeiten.
من ساعات کاری متغیری دارم.
Sie ''wechselten'' ihre Plätze.
آنها جاهایشان را با هم عوض کردند.