überwechseln

Aussprache: /ˈyːbɐˌvɛksl̩n/
Worttrennung: über·wech·seln
فعل

تغییر مکان دادن، عوض کردن (مکان یا گروه)

Bedeutungen

1 zu + Dativ (zu jemandem / etwas überwechseln)

از یک گروه، تیم، حزب یا سازمان به گروه، تیم، حزب یا سازمان دیگری پیوستن یا تغییر مکان دادن.

  • Viele Mitglieder sind zur Konkurrenzpartei übergewechselt.بسیاری از اعضا به حزب رقیب پیوستند.
  • Der Spieler wechselte vom FC Bayern zu Real Madrid über.بازیکن از بایرن مونیخ به رئال مادرید منتقل شد.
2 zu + Dativ (zu jemandem / etwas überwechseln)

در یک گفتگو یا بحث، از یک موضوع به موضوع دیگر رفتن.

  • Er wechselte schnell zu einem anderen Thema über, um die unangenehme Frage zu vermeiden.او به سرعت به موضوع دیگری پرداخت تا از پرسش ناخوشایند اجتناب کند.
  • Die Diskussion wechselte unerwartet zu politischen Themen über.بحث به طور غیرمنتظره‌ای به موضوعات سیاسی کشیده شد.