überwechseln
تغییر مکان دادن، عوض کردن (مکان یا گروه)
Bedeutungen
1
zu + Dativ (zu jemandem / etwas überwechseln)
از یک گروه، تیم، حزب یا سازمان به گروه، تیم، حزب یا سازمان دیگری پیوستن یا تغییر مکان دادن.
- Viele Mitglieder sind zur Konkurrenzpartei übergewechselt.بسیاری از اعضا به حزب رقیب پیوستند.
- Der Spieler wechselte vom FC Bayern zu Real Madrid über.بازیکن از بایرن مونیخ به رئال مادرید منتقل شد.
2
zu + Dativ (zu jemandem / etwas überwechseln)
در یک گفتگو یا بحث، از یک موضوع به موضوع دیگر رفتن.
- Er wechselte schnell zu einem anderen Thema über, um die unangenehme Frage zu vermeiden.او به سرعت به موضوع دیگری پرداخت تا از پرسش ناخوشایند اجتناب کند.
- Die Diskussion wechselte unerwartet zu politischen Themen über.بحث به طور غیرمنتظرهای به موضوعات سیاسی کشیده شد.