einwechseln
تعویض کردن (بازیکن)، وارد کردن (به بازی)، پول خرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(در ورزش) بازیکنی را تعویض کردن، وارد بازی کردن یا پول خرد کردن
- Der Trainer wechselte einen frischen Spieler ein.مربی یک بازیکن تازهنفس را وارد بازی کرد.
- Kannst du mir den Zehner gegen 2-Euro-Münzen einwechseln?میتوانی ده یورویی من را با سکههای ۲ یورویی خرد کنی؟