herüberwechseln
به این طرف آمدن، به این سمت تغییر مکان دادن
Bedeutungen
1
von + Dativ + auf + Akkusativ / zu + Dativ
از یک مکان یا موقعیت به مکان یا موقعیت دیگری حرکت کردن، به سمت گوینده یا ناظر.
- Sie wechselte von der anderen Straßenseite zu uns herüber.او از آن طرف خیابان به سمت ما آمد.
- Der Vogel wechselte von dem Ast auf den Boden herüber.پرنده از شاخه به روی زمین پرید.
2
zu + Dativ (zu jemandem / etwas herüberwechseln)
به صورت استعاری، به یک گروه، شرکت، حزب یا عقیده جدید پیوستن یا تغییر دادن.
- Viele junge Leute wechseln nach dem Studium zu neuen Ideen herüber.بسیاری از جوانان پس از تحصیل به ایدههای جدید روی میآورند.
- Er wechselte zu einer anderen Firma herüber, weil das Angebot besser war.او به شرکت دیگری منتقل شد چون پیشنهاد بهتر بود.