wecken Aussprache:/ˈvɛkn̩/Wortzerlegung:we·cken فعل بیدار کردن، برانگیختن معانی و تعاریف wecken:کسی را از خواب بیدار کردن.احساسات، علاقه، خاطرات یا کنجکاوی را برانگیختن. جملات نمونه برای wecken:Leider muss ich Dich jetzt schon ''wecken.''متأسفانه مجبورم همین الان تو را بیدار کنم.Der Mann ''weckt'' den Hund.آن مرد سگ را بیدار میکند.Ich wecke dich morgen früh um sieben Uhr.من فردا صبح ساعت هفت تو را بیدار میکنم.