einwecken
کنسرو کردن، در شیشه نگه داشتن (میوه و سبزیجات)
Beispiele
- Dieses Jahr haben wir viel Obst ''eingeweckt.امسال میوه زیادی کنسرو کردهایم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
مواد غذایی (مانند میوه یا سبزیجات) را در شیشه کنسرو کردن تا برای مدت طولانی نگهداری شوند
- Wir haben die Kirschen eingeweckt, um sie im Winter zu genießen.ما گیلاسها را کنسرو کردیم تا در زمستان از آنها لذت ببریم.
- Meine Oma weckt jedes Jahr Gemüse und Obst aus dem Garten ein.مادربزرگم هر سال سبزیجات و میوههای باغ را کنسرو میکند.