قید
دور، گم شده، از دست رفته، رفتنی
جملات نمونه برای weg:
Ich muss ''weg!''
["من باید بروم!", "کتاب که الان میتواند دور انداخته شود/برود، مگر نه؟", "خب، مهمان دیگر رفته است.", "پول من گم شده است/از دست رفته است!"]
Das Buch kann doch jetzt ''weg,'' oder?
So, der Besuch ist jetzt wieder ''weg.''