wegangeln

Aussprache: /ˈvɛkˌaŋl̩n/
Wortzerlegung: we·g·an·geln
فعل

به سرعت و با برنامه برای خود گرفتن (چیزی یا کسی) چون مشخص است که شخص دیگری هم به آن علاقه دارد؛ قاپیدن، ربودن

Beispiele

  • Sie hatte ein besonderes Talent dafür, ihren Kolleginnen die besonders reichen Freier ''wegzuangeln.او استعداد خاصی در این داشت که دوستان همکارش را از خواستگاران بسیار ثروتمندشان محروم کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با حیله یا جذابیت از جایی یا از شخص دیگری دور کردن؛ اغوا کردن یا جذب کردن.

  • Der Konkurrent versuchte, unsere besten Mitarbeiter wegzangeln.رقیب تلاش کرد بهترین کارمندان ما را اغوا کند و ببرد.
  • Sie hat ihn von seiner alten Firma wegeangelt.او او را از شرکت قدیمی‌اش جذب کرد و برد.
2 Akkusativ

چیزی را با ماهیگیری از جایی دور کردن یا از بین بردن (معنی تحت‌اللفظی).

  • Die Fischer haben alle Fische aus dem Teich wegeangelt.ماهیگیران تمام ماهی‌های برکه را صید کردند و بردند.
  • Man kann nicht einfach alle Fische wegangeln, ohne an die Umwelt zu denken.نمی‌توان بدون فکر کردن به محیط زیست، به سادگی تمام ماهی‌ها را صید کرد و برد.