wegarbeiten
با کار کردن از بین بردن (حجم کار/بدهی)، انجام دادن و تمام کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
حجم زیاد کارهای انباشتهشده یا بدهی را با فعالیت مداوم تمام کردن
- Ich muss heute Abend noch den ganzen Stapel Dokumente wegarbeiten.امشب باید کل آن انبوه مدارک را کار کنم و تمام کنم.
- Er hat seine Schulden nach und nach wegarbeitet.او کمکم بدهیهایش را با کار کردن پرداخت و تمام کرد.