wegargumentieren

Aussprache: /ˌvɛkʔaʁɡumɛnˈtiːʁən/
Wortzerlegung: we·gar·gu·men·tie·ren
فعل

با استدلال بی‌اهمیت کردن، رد کردن، نادیده گرفتن

Beispiele

  • So starke Gefühle, dass man die nicht einfach ''wegargumentieren'' konnte.احساسات قوی‌ای که نمی‌شد به سادگی «با استدلال بی‌اهمیتشان کرد».

Bedeutungen

1 Akkusativ

با استفاده از استدلال‌های منطقی، یک ادعا، یک مشکل یا یک ایده را بی‌اعتبار کردن یا از بین بردن.

  • Man kann die Fakten nicht einfach wegargumentieren.نمی‌توان حقایق را به سادگی با استدلال رد کرد.
  • Er versuchte, seine Schuld wegzuargumentieren, aber die Beweise waren zu stark.او تلاش کرد گناه خود را با استدلال از بین ببرد، اما شواهد بسیار قوی بودند.