Wort
گاز گرفتن و جدا کردن (مصدر)
معانی و تعاریف wegbeissen:
- جدا کردن بخشی از چیزی با عمل گاز گرفتن؛ کندن و دور انداختن قسمتی از یک ماده خوراکی یا غیرخوراکی با استفاده از دندان.
جملات نمونه برای wegbeissen:
Der Künstler nutzte seine Zähne, um kleine Stücke aus dem Wachs wegzubeißen.
هنرمند از دندانهایش استفاده کرد تا تکههای کوچکی از موم را گاز بگیرد و جدا کند.
Er versuchte, den störenden Faden mit den Zähnen wegzubeißen.
او سعی کرد نخ مزاحم را با دندان گاز بگیرد و جدا کند.