wegbrennen

Aussprache: /ˈvɛkˌbrɛnən/
Wortzerlegung: weg·bren·nen
فعل

سوزاندن و از بین بردن، از بین بردن با حرارت

Beispiele

  • Während der Untersuchung fielen dem Arzt die Warzen auf und er riet, sie ''wegbrennen'' zu lassen.در طول معاینه، پزشک متوجه زگیل‌ها شد و توصیه کرد که آنها را "بسوزانند و از بین ببرند".

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را سوزاندن و از بین بردن، با آتش از بین بردن (متعدی).

  • Die Bauern brennen das alte Stroh auf den Feldern weg.کشاورزان کاه قدیمی را در مزارع می‌سوزانند.
  • Er hat die alten Briefe wegbrennen lassen.او نامه‌های قدیمی را سوزاند.
2 بدون مفعول (با ist)

سوختن و از بین رفتن (توسط آتش، لازم).

  • Das alte Holzhaus ist komplett weggebrannt.خانه چوبی قدیمی کاملاً سوخت و از بین رفت.
  • Durch den Waldbrand sind viele Bäume weggebrannt.بر اثر آتش‌سوزی جنگل، درختان زیادی سوختند.