wegdonnern

Aussprache: /vɛkˈdɔnɐn/
Wortzerlegung: weg·don·nern
فعل

با شدت دور کردن، با صدای بلند و سریع دور شدن

Beispiele

  • Du willst was fragen, bringst ihn dazu, dass er das Buch ''wegdonnert'', und dann vergisst du glatt, was du wolltest.می‌خواهی چیزی بپرسی، او را وادار می‌کنی که کتاب را با شدت پرت کند، و بعد فراموش می‌کنی که چه می‌خواستی.

Bedeutungen

1 (intransitiv)

با سرعت و صدای بلند (مانند غرش) دور شدن یا حرکت کردن

  • Der Zug ist mit lautem Getöse weggedonnert.قطار با غرش بلند دور شد.
  • Er donnerte mit seinem Motorrad die Straße entlang und war schnell weg.او با موتورسیکلتش در خیابان غرش‌کنان دور شد و سریع رفت.
2 (intransitiv)

با نیروی زیاد (مثلاً باد یا موج) به دور پرتاب شدن، از جا کنده شدن و دور شدن

  • Bei dem Sturm sind einige Dachziegel weggedonnert.در طوفان، چند کاشی سقف کنده شدند و به دور پرتاب شدند.
  • Die kleinen Boote wurden von der Welle weggedonnert.قایق‌های کوچک توسط موج به دور پرتاب شدند.