wegdrängen
به کنار راندن، دور کردن (با فشار فیزیکی)، کنار زدن، سرکوب کردن (احساسات)
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegdrängen)
کسی یا چیزی را با فشار فیزیکی از جایی دور کردن یا کنار زدن.
- Er drängte die neugierigen Zuschauer weg, um Platz zu machen.او تماشاگران کنجکاو را کنار زد تا جا باز کند.
- Sie musste den schweren Koffer zur Seite wegdrängen.او مجبور بود چمدان سنگین را به کنار هل دهد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegdrängen)
به صورت مجازی، احساسات، افکار، خاطرات یا مشکلات ناخوشایند را از ذهن دور کردن یا سرکوب کردن.
- Er versuchte, die schmerzhaften Erinnerungen wegzudrängen.او سعی کرد خاطرات دردناک را از ذهنش دور کند.
- Sie drängte ihre Angst vor der Prüfung weg.او ترسش از امتحان را سرکوب کرد.