wegdrehen
رو برگرداندن، منحرف کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به کنار چرخاندن یا از مسیر اصلی منحرف کردن (مانند سر یا فرمان).
- Er drehte den Kopf weg, um nicht hinzusehen.او سرش را برگرداند تا نگاه نکند.
- Sie drehte das Lenkrad weg, um dem Hindernis auszuweichen.او فرمان را چرخاند تا از مانع دوری کند.
2
sich + von + Dativ
روی برگرداندن، پشت کردن به چیزی یا کسی.
- Sie drehte sich von der Diskussion weg.او از بحث روی برگرداند.
- Als er sie sah, drehte er sich schnell weg.وقتی او را دید، سریع رویش را برگرداند.