wegdrifteten
دور شدیم، منحرف شدیم
Bedeutungen
1
von + Dativ
به تدریج و ناخواسته از یک مسیر، موضوع، یا وضعیت اصلی فاصله گرفتند، چه به صورت فیزیکی و چه به صورت استعاری (مانند تمرکز یا روابط) در گذشته.
- Die Schiffe drifteten in der stürmischen See weit von der Küste weg.کشتیها در دریای طوفانی به دور از ساحل منحرف شدند.
- Nachdem die anfängliche Begeisterung nachgelassen hatte, drifteten die Diskussionen der Teilnehmer allmählich von der Kernfrage weg.پس از فروکش کردن شور اولیه، بحثهای شرکتکنندگان به تدریج از سوال اصلی دور شد.