wegfangen
گرفتن و دور کردن، قاپیدن، شکار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی یا حیوان/حشرهای را قبل از فرار یا رسیدن به جایی گرفتن و از آن محیط دور ساختن
- Der Torwart konnte den gefährlichen Flankenball wegfangen.دروازهبان توانست سانتر خطرناک را قاپیده و دور کند.
- Ich habe alle Mücken aus dem Schlafzimmer weggefangen.من تمام پشهها را از اتاق خواب گرفتم و بیرون کردم.