wegfließen
جاری شدن، سرازیر شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
مایعات یا ذرات ریز با جریان آب یا هوا از جایی دور شوند؛ سرازیر شدن.
- Das Wasser fließt langsam vom Berg weg.آب به آرامی از کوه سرازیر میشود.
- Nach dem Regen sind viele Blätter den Bach runterweggeflossen.پس از باران، برگهای زیادی در رودخانه دور شدند.
2
intransitiv (بدون مفعول)
چیزی (مانند زمان، فرصت) به تدریج از دست برود یا ناپدید شود.
- Die Zeit fließt oft unbemerkt weg, wenn man Spaß hat.زمان اغلب ناخواسته دور میشود وقتی که خوش میگذرانیم.
- Die Gelegenheit ist schnell weggelflossen, ohne dass wir sie nutzen konnten.فرصت به سرعت از دست رفت، بدون اینکه ما بتوانیم از آن استفاده کنیم.