wegfrassen

Aussprache: /ˈvɛkˌfrasn̩/
Wortzerlegung: weg·fras·sen
Wort

خوردند (گذشته)

Bedeutungen

1 Akkusativ

از بین بردن یا تخریب کردن چیزی از طریق خوردن، فرسایش یا مصرف شدید؛ اغلب به صورت استعاری برای احساسات یا مشکلات.

  • Die Säure hat das Metall langsam aber sicher weggefressen, sodass es nun brüchig ist.اسید فلز را به آرامی اما مطمئن فرسایش داد، به طوری که اکنون شکننده است.
  • Die ständige Sorge fraß ihn innerlich weg und beeinträchtigte seine Lebensfreude.نگرانی مداوم او را از درون می‌خورد و شادابی زندگی‌اش را مختل می‌کرد.