wegfrassen
خوردند (گذشته)
Bedeutungen
1
Akkusativ
از بین بردن یا تخریب کردن چیزی از طریق خوردن، فرسایش یا مصرف شدید؛ اغلب به صورت استعاری برای احساسات یا مشکلات.
- Die Säure hat das Metall langsam aber sicher weggefressen, sodass es nun brüchig ist.اسید فلز را به آرامی اما مطمئن فرسایش داد، به طوری که اکنون شکننده است.
- Die ständige Sorge fraß ihn innerlich weg und beeinträchtigte seine Lebensfreude.نگرانی مداوم او را از درون میخورد و شادابی زندگیاش را مختل میکرد.