wegfressen
بلعیدن سهم دیگری (حیوان)، نابود کردن منابع
Bedeutungen
1
Dativ (Person/Tier) + Akkusativ (Sache)
غذای حیوان دیگر یا پوشش گیاهی را کاملاً خوردن و از بین بردن
- Die junge Hündin frisst dem alten Hund immer das Futter weg.سگ ماده جوان همیشه غذای سگ پیر را میخورد.
- Die Rehe haben alle Krokusse im Garten weggefressen.گوزنها تمام گلهای زعفران باغچه را خوردند و از بین بردند.
2
Akkusativ
مصرف کردن و بلعیدن دارایی یا پسانداز (استعاری)
- Die hohen Gebühren fressen unser Erspartes weg.کارمزدهای بالا پسانداز ما را میبلعند.