wegfressen

Aussprache: /ˈvɛkˌfrɛsn̩/
Wortzerlegung: weg·fres·sen
فعل

بلعیدن سهم دیگری (حیوان)، نابود کردن منابع

Bedeutungen

1 Dativ (Person/Tier) + Akkusativ (Sache)

غذای حیوان دیگر یا پوشش گیاهی را کاملاً خوردن و از بین بردن

  • Die junge Hündin frisst dem alten Hund immer das Futter weg.سگ ماده جوان همیشه غذای سگ پیر را می‌خورد.
  • Die Rehe haben alle Krokusse im Garten weggefressen.گوزن‌ها تمام گل‌های زعفران باغچه را خوردند و از بین بردند.
2 Akkusativ

مصرف کردن و بلعیدن دارایی یا پس‌انداز (استعاری)

  • Die hohen Gebühren fressen unser Erspartes weg.کارمزدهای بالا پس‌انداز ما را می‌بلعند.