wegfliegen
پرواز کردن و دور شدن، باد بردن
Bedeutungen
1
intransitiv (nach / in + Akkusativ)
پرواز کردن و از یک محل دور شدن (پرنده، هواپیما یا مسافر)
- Die Vögel sind im Herbst in den Süden weggeflogen.پرندهها در پاییز به سمت جنوب پرواز کردند و رفتند.
- Wir werden am Sonntag in den Urlaub wegfliegen.ما روز یکشنبه با پرواز به تعطیلات خواهیم رفت.
2
intransitiv
در اثر باد شدید کنده شدن و پرتاب شدن شیء
- Mein Hut ist im starken Wind weggeflogen.کلاهم در باد شدید پرواز کرد و رفت.
- Die Blätter sind vom Baum weggeflogen.برگها از درخت جدا شدند و با باد رفتند.