wegfräsen

Aussprache: /ˈvɛkˌfʁɛːzn̩/
Worttrennung: weg·frä·sen
فعل

با فرز تراشیدن و برداشتن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas wegfräsen)

با دستگاه فرز چیزی را تراشیدن، بریدن یا از بین بردن (مواد).

  • Der Bauarbeiter fräste den alten Lack von der Wand weg.کارگر ساختمانی رنگ قدیمی را با فرز از روی دیوار تراشید.
  • Mit der Maschine wurde das Holz präzise weggfräst.با دستگاه، چوب به دقت تراشیده شد.
2 Akkusativ (jemanden / etwas wegfräsen)

به طور کامل از بین بردن یا حذف کردن (مانند یک مانع یا مشکل).

  • Die neue Technologie hat viele alte Probleme einfach weggfräst.فناوری جدید بسیاری از مشکلات قدیمی را به سادگی از بین برد.
  • Wir müssen diese bürokratischen Hürden wegfräsen, um voranzukommen.ما باید این موانع بوروکراتیک را برای پیشرفت از بین ببریم.