weghelfen

Aussprache: /ˈvɛkˌhɛlfn̩/
Wortzerlegung: weg·hel·fen
فعل

کمک به خروج/فرار، کمک به عبور از بحران

Bedeutungen

1 Dativ + von/aus + Dativ

به کسی کمک کردن تا از مکانی ناخوشایند یا موقعیت خطرناک دور شده یا فرار کند

  • Wir müssen der Nachbarin von ihrem gewalttätigen Mann weghelfen.ما باید به همسایه‌مان کمک کنیم تا از شر شوهر دست‌به‌زن خود خلاص و دور شود.
2 Dativ + über + Akkusativ

به کسی یاری رساندن تا از بحران یا رنجی عبور کند

  • Deine Unterstützung hat mir über diese schwere Zeit weggeholfen.حمایت تو به من کمک کرد تا از این دوران سخت عبور کنم.