weghelfen
کمک به خروج/فرار، کمک به عبور از بحران
Bedeutungen
1
Dativ + von/aus + Dativ
به کسی کمک کردن تا از مکانی ناخوشایند یا موقعیت خطرناک دور شده یا فرار کند
- Wir müssen der Nachbarin von ihrem gewalttätigen Mann weghelfen.ما باید به همسایهمان کمک کنیم تا از شر شوهر دستبهزن خود خلاص و دور شود.
2
Dativ + über + Akkusativ
به کسی یاری رساندن تا از بحران یا رنجی عبور کند
- Deine Unterstützung hat mir über diese schwere Zeit weggeholfen.حمایت تو به من کمک کرد تا از این دوران سخت عبور کنم.