wegkönnen

Aussprache: /vɛkˈkœnən/
Wortzerlegung: weg·kön·nen
فعل

توانستن رفتن، قادر بودن به ترک کردن مکانی؛ توانستن دور انداخته شدن

Bedeutungen

1 (intransitiv)

قادر بودن به ترک یک مکان یا دور شدن

  • Ich muss jetzt wegkönnen, es ist spät.من باید الان بتوانم بروم، دیر وقت است.
  • Können wir schon weg?آیا می‌توانیم الان برویم؟
2 (intransitiv)

قادر بودن به جابجا شدن یا برداشته شدن (اغلب با مفهوم غیرفعال)

  • Der Fleck kann nicht weg.لکه پاک نمی‌شود/قابل پاک شدن نیست.
  • Das Auto kann nicht weg, es ist zugeparkt.ماشین نمی‌تواند حرکت کند/جابجا شود، پارک شده است.