weglotsen

Aussprache: /vɛkˈloːtsən/
Wortzerlegung: weg·lot·sen
فعل

با صحبت کردن یا ترغیب، کسی را به سمت دیگر فرستادن/جذب کردن

Beispiele

  • Deshalb ist jede List erlaubt, um sie vom Arbeitsplatz ''wegzulotsen''.به همین دلیل هر حیله‌ای مجاز است تا او را از محل کار «راهنمایی کرده و دور کنیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با مهارت یا دقت کسی/چیزی را از یک موقعیت خطرناک یا دشوار دور کردن و هدایت کردن

  • Der Lotse musste das Schiff sicher aus dem Hafen weglotsen.ناخدای راهنما مجبور شد کشتی را با امنیت از بندر دور کند.
  • Er hat mich aus der schwierigen Situation weggelotst.او مرا از آن موقعیت دشوار نجات داد (دور کرد).