wegreisen
ترک کردن یک مکان، رفتن، عزیمت کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ (optional)
مکانی را با سفر ترک کردن، به جایی دیگر رفتن
- Er ist für ein Jahr weggereist.او برای یک سال سفر کرده و رفته است.
- Wir müssen morgen früh wegreisen.ما باید فردا صبح سفر کنیم و برویم.