weggerollten
غلتیده شده (صفت)
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول غلتانده شده)
اشاره به حالتی که چیزی به واسطه غلتیدن از موقعیت اصلی خود دور شده یا به مکانی دیگر منتقل گشته است (اغلب در متون ادبی یا توصیفی).
- Der schwere Stein war vom Hang gerollt und lag nun am Fuße des Berges, weit weg von seinem ursprünglichen Platz.سنگ سنگین از دامنه غلتیده بود و اکنون در پای کوه قرار داشت، دور از جایگاه اصلی خود.
- Nach dem Erdbeben waren zahlreiche Objekte aus den Regalen gefallen und hatten sich im Raum verteilt, einige waren sogar durch die Tür weggerollt.پس از زلزله، اشیاء متعددی از قفسهها افتاده و در اتاق پخش شده بودند، برخی حتی از در به بیرون غلتیده بودند.