wegschalten
کانال عوض کردن، قطع کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / von + Dativ
از روی یک کانال تلویزیونی یا رادیویی به شبکه دیگری رفتن (زیرا برنامه نامناسب است)
- Sobald die Werbung kommt, schalte ich sofort weg.به محض اینکه تبلیغات شروع میشود، من سریع کانال را عوض میکنم.
- Er schaltete von den Nachrichten weg, weil sie zu traurig waren.او کانال را از اخبار عوض کرد چون بسیار غمانگیز بود.
2
Akkusativ
دستگاهی یا قطعهای را از مدار برقی قطع کردن
- Bei Überlastung wird der Stromkreis automatisch weggeschaltet.در صورت بار اضافی، مدار الکتریکی به طور خودکار قطع میشود.
- Der Techniker hat die defekte Komponente weggeschaltet.تکنسین قطعه معیوب را از مدار خارج/قطع کرد.