wegschippen

Aussprache: /ˈvɛkˌʃɪpn̩/
Wortzerlegung: weg·schip·pen
فعل

با بیل پاک کردن، دور کردن با بیل

Beispiele

  • Die Hühner waren dankbar, dass er den Schnee ''weggeschippt'' hatte und sie wieder in der Erde scharren konnten.مرغ‌ها از اینکه برف را پاک کرده بود و آنها می‌توانستند دوباره در خاک جست و خیز کنند، سپاسگزار بودند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با بیلچه یا پارو از جایی برداشتن یا کنار زدن (معمولاً برای مواد سبک‌تر مثل شن، برگ)

  • Die Kinder schippten den Sand vom Weg weg.بچه‌ها شن را از مسیر کنار زدند (با بیلچه برداشتند).
  • Wir mussten das Laub vom Hof wegschippen.ما مجبور بودیم برگ‌ها را از حیاط کنار بزنیم (با پارو برداریم).