wegsetzen

Aussprache: /ˈvɛkˌzɛtsən/
Wortzerlegung: weg·set·zen
فعل

کنار گذاشتن، جابه‌جا کردن، از کسی فاصله گرفتن و نشستن

Bedeutungen

1 etwas (Akkusativ) wegsetzen

اشیایی را از سر راه برداشتن و به جایی دیگر منتقل کردن

  • Bitte setz die Tasse von der Stuhlkante weg, sonst fällt sie um.لطفاً فنجان را از لبه صندلی کنار بگذار، وگرنه می‌افتد.
  • Er setzte die Stühle weg, um Platz zum Tanzen zu machen.او صندلی‌ها را کنار گذاشت تا جایی برای رقص باز کند.
2 sich + von + Dativ wegsetzen

خود را از کنار کسی یا جایی دور کردن و در جای دیگری نشستن (به صورت انعکاسی)

  • Ich muss mich von den Lautsprechern wegsetzen, sie sind zu laut.من باید از بلندگوها فاصله بگیرم و بنشینم، خیلی بلند هستند.
  • Sie setzte sich verärgert von ihm weg.او با ناراحتی از او فاصله گرفت و نشست.