wegstecken
کنار گذاشتن، جا دادن، تحمل کردن (مشکلات/انتقاد)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در جیب یا مکانی پنهان یا جمع کردن
- Er steckte sein Handy schnell in die Tasche weg.او گوشیاش را سریع در جیبش گذاشت.
- Die Schlüssel kannst du einfach wegstecken.میتوانی کلیدها را همینطور کنار بگذاری.
2
Akkusativ
چیز ناخوشایندی مثل انتقاد یا شکست را تحمل کردن
- Er kann Kritik gut wegstecken.او میتواند انتقاد را خوب تحمل کند.
- Solche Niederlagen muss man einfach wegstecken können.چنین شکستهایی را باید بتوان به سادگی تحمل کرد.