wegtraben
با یورتمه دور شدن، با اسب دور شدن
Beispiele
- Er bestieg sein Pferd, und Cremor sah ihm kopfschüttelnd nach, wie er mit seiner Leibgarde ''wegtrabte''.او سوار اسبش شد و کرمور با تکان دادن سر به او نگاه کرد که با همراهانش "با یورتمه دور شد".
Bedeutungen
1
بدون حرف اضافه
با یورتمه (نوعی راه رفتن اسب) از مکانی دور شدن.
- Das Pferd trabte langsam weg.اسب آرام آرام یورتمه رفت و دور شد.
- Nach dem Rennen sind die Pferde weggetrabt.بعد از مسابقه، اسبها یورتمه رفتند و دور شدند.