weghauen

Aussprache: /ˈvɛkˌhaʊ̯ən/
Wortzerlegung: weg·hau·en
فعل

خوردن (غذا)، از بین بردن (با ضربه)

Beispiele

  • Hättest du mal sehen sollen, wie der die belegten Brötchen ''weggehauen'' hat!باید می‌دیدی چطور ساندویچ‌های پر شده را خورد!
  • Ich möchte, dass Sie die Büsche hier ''weghauen'' und Mulch ausbringen.می‌خواهم شما این بوته‌ها را از بین ببرید و مالچ بریزید.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با ضربه زدن از سر راه برداشتن یا از بین بردن

  • Er hat den alten Baumstamm mit der Axt weggehauen.او کنده درخت قدیمی را با تبر از بین برد.
  • Hau das Unkraut weg!علف‌های هرز را از بین ببر!
2 Akkusativ

چیزی را دور انداختن، خلاص شدن از شر چیزی (غیررسمی)

  • Ich muss die alten Möbel weghauen.من باید مبلمان قدیمی را دور بیندازم.
  • Hau den Müll weg, bitte.لطفاً زباله‌ها را دور بینداز.
3 Akkusativ

مقدار زیادی غذا را با سرعت و ولع خوردن، بلعیدن (بسیار غیررسمی)

  • Er hat die ganze Torte auf einmal weggehauen.او تمام کیک را یکباره بلعید.
  • Wir haben gestern Abend eine Menge Pizza weggehauen.ما دیشب مقدار زیادی پیتزا خوردیم.