weghauen
خوردن (غذا)، از بین بردن (با ضربه)
Beispiele
- Hättest du mal sehen sollen, wie der die belegten Brötchen ''weggehauen'' hat!باید میدیدی چطور ساندویچهای پر شده را خورد!
- Ich möchte, dass Sie die Büsche hier ''weghauen'' und Mulch ausbringen.میخواهم شما این بوتهها را از بین ببرید و مالچ بریزید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با ضربه زدن از سر راه برداشتن یا از بین بردن
- Er hat den alten Baumstamm mit der Axt weggehauen.او کنده درخت قدیمی را با تبر از بین برد.
- Hau das Unkraut weg!علفهای هرز را از بین ببر!
2
Akkusativ
چیزی را دور انداختن، خلاص شدن از شر چیزی (غیررسمی)
- Ich muss die alten Möbel weghauen.من باید مبلمان قدیمی را دور بیندازم.
- Hau den Müll weg, bitte.لطفاً زبالهها را دور بینداز.
3
Akkusativ
مقدار زیادی غذا را با سرعت و ولع خوردن، بلعیدن (بسیار غیررسمی)
- Er hat die ganze Torte auf einmal weggehauen.او تمام کیک را یکباره بلعید.
- Wir haben gestern Abend eine Menge Pizza weggehauen.ما دیشب مقدار زیادی پیتزا خوردیم.