wegkaufen

Aussprache: /ˈvɛkˌkaʊ̯fn̩/
Wortzerlegung: weg·kau·fen
فعل

پیش‌دستی کردن در خرید، از چنگ کسی درآوردن

Bedeutungen

1 Dativ (Person) + Akkusativ (Sache)

چیزی یا کسی (مثل بازیکن/کارمند) را سریع‌تر خریدن تا خریدار دیگر نتواند آن را به دست آورد

  • Er hat mir das letzte Ticket direkt vor der Nase weggekauft.او آخرین بلیط را درست از جلوی دماغ من (پیش‌دستی کرد و) خرید.
  • Reiche Vereine kaufen den kleineren Klubs oft die besten Spieler weg.باشگاه‌های ثروتمند اغلب بهترین بازیکنان را از چنگ باشگاه‌های کوچک‌تر درمی‌آورند.