wegkehren

Aussprache: /ˈvɛkˌkeːʁən/
Wortzerlegung: weg·keh·ren
فعل

برگرداندن (سر یا صورت)، منحرف کردن

Beispiele

  • Verlegen ''kehrte'' sie ihren Kopf ''weg.او سرش را با خجالت برگرداند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

جارو کردن و دور ریختن چیزی (مثل خاک، برگ)

  • Sie kehrt das Laub vom Gehweg weg.او برگ‌ها را از پیاده‌رو جارو می‌کند.
  • Er hat den Schmutz aus der Ecke weggekehrt.او کثیفی را از گوشه جارو کرده است.
2 Akkusativ (Blick, Gesicht)

روی برگرداندن، دور کردن (نگاه، توجه)

  • Sie kehrte ihren Blick von dem traurigen Anblick weg.او نگاهش را از آن منظره غم‌انگیز برگرداند.
  • Er kehrte sein Gesicht ab, um seine Tränen zu verbergen.او صورتش را برگرداند تا اشک‌هایش را پنهان کند.