wegklicken
بستن (با کلیک ماوس)، کلیک کردن و کنار زدن
Beispiele
- Als seine Mutter ins Zimmer kam, ''klickte'' er die Seite schnell ''weg.وقتی مادرش وارد اتاق شد، او سریع صفحه را بست (با کلیک ماوس).
Bedeutungen
1
Akkusativ
یک پنجره، تبلیغ، پیام یا عنصر دیگری را در رابط کاربری با کلیک کردن بستن یا از بین بردن.
- Ich habe die Pop-up-Werbung sofort weggeklickt.من تبلیغ پاپآپ را بلافاصله بستم.
- Klick das Fenster weg, es stört.آن پنجره را ببند، مزاحم است.