فعل
جیرهجیره کردن، کمکم خوردن
معانی و تعاریف wegknabbern:
- چیزی را با جویدن یا خوردن تدریجی از بین بردن یا جدا کردن.
جملات نمونه برای wegknabbern:
„Letztes Jahr haben die Schnecken mir restlos alle Pflanzen ''weggeknabbert''.“
«سال گذشته حلزونها تمام گیاهانم را کاملاً جیرهجیره کردند.»
Die Mäuse haben den Käse weggeknabbert.
موشها پنیر را کمکم خوردند (جویدند).
Er knabberte die Rinde vom Brot weg.
او پوست نان را جوید و جدا کرد.