wegleugnen
انکار کردن و از بین بردن، رد کردن و نفی کردن
Beispiele
- Die erſten Grundſaͤtze ''werden weggeleugnet,'' und aller Streit hat ein Ende.اصول اولیه انکار شده و تمام اختلافات پایان مییابد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به طور کامل انکار کردن یا کتمان کردن، معمولاً چیزی که واضح یا اثبات شده است.
- Er versuchte, seine Fehler wegzuleugnen, aber die Beweise waren erdrückend.او سعی کرد اشتباهاتش را انکار کند، اما شواهد قاطع بودند.
- Man kann die Realität nicht einfach wegleugnen.نمیتوان واقعیت را به سادگی کتمان کرد.