فعل
با صحبت کردن یا ترغیب، کسی را به سمت دیگر فرستادن/جذب کردن
معانی و تعاریف weglotsen:
- با مهارت یا دقت کسی/چیزی را از یک موقعیت خطرناک یا دشوار دور کردن و هدایت کردن
جملات نمونه برای weglotsen:
„Deshalb ist jede List erlaubt, um sie vom Arbeitsplatz ''wegzulotsen''.“
«به همین دلیل هر حیلهای مجاز است تا او را از محل کار «راهنمایی کرده و دور کنیم.»
Der Lotse musste das Schiff sicher aus dem Hafen weglotsen.
ناخدای راهنما مجبور شد کشتی را با امنیت از بندر دور کند.
Er hat mich aus der schwierigen Situation weggelotst.
او مرا از آن موقعیت دشوار نجات داد (دور کرد).