wegmussten

Aussprache: /ˈvɛkˌmʊstn̩/
Wortzerlegung: weg·muss·ten
Konjugierte Form

مجبور به رفتن بودند

Bedeutungen

1 N/A

بیانگر ضرورت یا اجبار به ترک کردن یک مکان یا موقعیت در گذشته.

  • Aufgrund der unerträglichen Hitze mussten die Touristen früher als geplant vom Strand weg.به دلیل گرمای غیرقابل تحمل، گردشگران مجبور شدند زودتر از برنامه از ساحل دور شوند.
  • Die Zeugen mussten vor der Verhandlung aussagen und dann sofort weg, um keine Einflussnahme zu riskieren.شاهدان مجبور بودند قبل از محاکمه شهادت دهند و سپس فوراً دور شوند تا خطر نفوذ را به حداقل برسانند.