wegnehmen
برداشتن، گرفتن (از دست کسی)، سلب کردن، فضا اشغال کردن
Bedeutungen
1
Dativ + Akkusativ
چیزی را از یک مکان برداشتن یا از دست کسی گرفتن
- Nimm bitte deine Füße vom Tisch weg.لطفاً پاهایت را از روی میز بردار.
- Der Junge hat seinem Bruder das Spielzeug weggenommen.پسر اسباببازی را از برادرش گرفت.
2
Dativ + Akkusativ
حق، مجوز، آزادی یا موقعیتی را از کسی سلب کردن/محروم کردن
- Man hat ihm die Fahrerlaubnis weggenommen.گواهینامه رانندگیاش را از او سلب کردند.
- Der Lehrer hat den Schülern die Handys weggenommen.معلم گوشیهای موبایل را از دانشآموزان ضبط کرد (گرفت).
3
Dativ + Akkusativ
جا یا فضایی را اشغال کردن و گرفتن
- Der große Schrank nimmt mir im Zimmer das ganze Licht weg.کمد بزرگ تمام نور اتاق را از من میگیرد.
- Diese Kartons nehmen viel Platz weg.این جعبهها فضای زیادی را اشغال میکنند.