wegnehmen

Aussprache: /ˈvɛkˌneːmən/
Wortzerlegung: weg·neh·men
فعل

برداشتن، گرفتن (از دست کسی)، سلب کردن، فضا اشغال کردن

Bedeutungen

1 Dativ + Akkusativ

چیزی را از یک مکان برداشتن یا از دست کسی گرفتن

  • Nimm bitte deine Füße vom Tisch weg.لطفاً پاهایت را از روی میز بردار.
  • Der Junge hat seinem Bruder das Spielzeug weggenommen.پسر اسباب‌بازی را از برادرش گرفت.
2 Dativ + Akkusativ

حق، مجوز، آزادی یا موقعیتی را از کسی سلب کردن/محروم کردن

  • Man hat ihm die Fahrerlaubnis weggenommen.گواهینامه رانندگی‌اش را از او سلب کردند.
  • Der Lehrer hat den Schülern die Handys weggenommen.معلم گوشی‌های موبایل را از دانش‌آموزان ضبط کرد (گرفت).
3 Dativ + Akkusativ

جا یا فضایی را اشغال کردن و گرفتن

  • Der große Schrank nimmt mir im Zimmer das ganze Licht weg.کمد بزرگ تمام نور اتاق را از من می‌گیرد.
  • Diese Kartons nehmen viel Platz weg.این جعبه‌ها فضای زیادی را اشغال می‌کنند.