wegrationalisieren

Aussprache: /vɛkˌʁatsioˌnaːliˈziːʁən/
Wortzerlegung: weg·ra·ti·o·na·li·sie·ren
فعل

حذف کردن (به دلیل صرفه‌جویی یا افزایش بهره‌وری)، اخراج کردن، منحل کردن

Beispiele

  • Hinzu kommt die Digitalisierung des Journalismus, die viele Techniker-Stellen ''wegrationalisiert'' hat.علاوه بر این، دیجیتالی شدن روزنامه‌نگاری باعث شده است که بسیاری از موقعیت‌های شغلی فنی حذف شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی (مانند شغل، بخش، هزینه) را به دلیل بهینه‌سازی، صرفه‌جویی یا افزایش کارایی حذف کردن یا از بین بردن. (اغلب با مفهوم منفی برای افراد)

  • Viele Arbeitsplätze wurden in der Krise wegrationalisiert.بسیاری از مشاغل در بحران حذف شدند (به دلیل تعدیل نیرو).
  • Das Unternehmen plant, unnötige Kosten wegzurationalisieren.شرکت قصد دارد هزینه‌های غیرضروری را حذف کند.