wegrubbeln
پاک کردن با مالش، ساییدن و پاک کردن
Beispiele
- Mögliche Klebereste kannst du problemlos mit einem Schwamm ''wegrubbeln''.میتوانی باقیمانده چسب را به راحتی با یک اسفنج پاک کنی.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با مالش یا سایش از بین بردن، پاک کردن، محو کردن.
- Er hat den Fleck mit einem Tuch weggerubbelt.او لکه را با یک دستمال پاک کرد.
- Die Kinder haben die Kreide von der Tafel weggerubbelt.بچهها گچ را از روی تخته پاک کردند.