wegsackten
فرو رفتند، غرق شدند، پایین رفتند (به آرامی)
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall, oft im übertragenen Sinne
به طور ناگهانی و شدید فرو ریختن، از دست دادن استحکام یا تعادل، یا از بین رفتن ارزش یا کیفیت.
- Die Kurse an der Börse sackten nach den negativen Nachrichten deutlich wegsackten.پس از اخبار منفی، قیمتها در بورس به طور قابل توجهی سقوط کردند.
- Das Vertrauen der Öffentlichkeit in die Regierung sackte rapide wegsackten.اعتماد عمومی به دولت به سرعت از بین رفت.