wegschauen

Aussprache: /ˈvɛkˌʃaʊ̯ən/
Wortzerlegung: weg·schau·en
فعل

نگاهش را برگرداندن، چشم پوشی کردن

Beispiele

  • Schau'' besser ''weg''! Jetzt kommt die Szene mit dem Mord.بهتر است نگاهت را برگردانی! حالا صحنه قتل می‌آید.
  • Im Jahr zwanzig der Einheit ist man bequem geworden, so bequem, dass viele Politiker und Bürger lieber ''wegschauen'' als hinsehen, sich nicht einmischen, statt das Wort zu ergreifen.در سال بیستم اتحاد، مردم راحت‌طلب شده‌اند، آنقدر راحت‌طلب که بسیاری از سیاستمداران و شهروندان ترجیح می‌دهند چشم پوشی کنند تا نگاه کنند، سکوت کنند به جای اینکه حرف بزنند.

Bedeutungen

1 ohne Objekt

نگاه خود را از چیزی یا کسی برگرداندن، به سمت دیگری نگاه کردن.

  • Sie schaute weg, als der Arzt die Spritze gab.او نگاهش را برگرداند وقتی دکتر آمپول را زد.
  • Ich konnte nicht wegschauen, so fasziniert war ich.نمی‌توانستم نگاهم را برگردانم، آنقدر مجذوب شده بودم.
2 vor + Dativ

عمداً چیزی ناخوشایند یا نادرست را نادیده گرفتن، چشم‌پوشی کردن.

  • Man darf nicht wegschauen, wenn jemand Hilfe braucht.نباید چشم‌پوشی کرد وقتی کسی به کمک نیاز دارد.
  • Die Gesellschaft schaut oft vor sozialen Problemen weg.جامعه اغلب از مشکلات اجتماعی چشم‌پوشی می‌کند.