wegsollen
باید برود / باید دور ریخته شود
Beispiele
- Der Onkel ''soll weg''!عمو باید برود!
- Stellen Sie alles, was ''wegsoll'', vor die Kellertür.همه چیزهایی را که باید دور ریخته شوند، جلوی درب زیرزمین بگذارید.
- Das sind alles nur bürokratische Hürden, die ''wegsollen''.اینها همه موانع بوروکراتیک هستند که باید برطرف شوند.
- Die Post ''soll'' heute noch ''weg''!پست باید امروز برود!
Bedeutungen
1
بدون مفعول
باید رفتن یا دور شدن (معمولاً به دلیل دستور، ضرورت یا انتظار)
- Du sollst sofort weg!تو باید فوراً بروی!
- Die Kinder sollen jetzt weg, es ist schon spät.بچهها باید الان بروند، دیر وقت است.