wegsollen

Aussprache: /ˈvɛkˌzɔlən/
Wortzerlegung: wegs·ol·len
فعل

باید برود / باید دور ریخته شود

Beispiele

  • Der Onkel ''soll weg''!عمو باید برود!
  • Stellen Sie alles, was ''wegsoll'', vor die Kellertür.همه چیزهایی را که باید دور ریخته شوند، جلوی درب زیرزمین بگذارید.
  • Das sind alles nur bürokratische Hürden, die ''wegsollen''.اینها همه موانع بوروکراتیک هستند که باید برطرف شوند.
  • Die Post ''soll'' heute noch ''weg''!پست باید امروز برود!

Bedeutungen

1 بدون مفعول

باید رفتن یا دور شدن (معمولاً به دلیل دستور، ضرورت یا انتظار)

  • Du sollst sofort weg!تو باید فوراً بروی!
  • Die Kinder sollen jetzt weg, es ist schon spät.بچه‌ها باید الان بروند، دیر وقت است.