wegsperren

Aussprache: /ˈvɛkˌʃpɛʁən/
Wortzerlegung: wegsper·ren
فعل

محبوس کردن، در جایی قفل کردن

Beispiele

  • Die Frau, die mir den Cognac ''wegsperren'' dürfte, müßte erst noch geboren werden.زنی که بتواند مرا از نوشیدن کنیاک منع کند، هنوز به دنیا نیامده است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را در جایی محبوس کردن یا قفل کردن تا دسترسی به آن ممکن نباشد

  • Man sollte gefährliche Chemikalien wegsperren.باید مواد شیمیایی خطرناک را قفل کرد و کنار گذاشت.
  • Der Dieb wurde weggesperrt.دزد زندانی شد.
2 Akkusativ

مجازاً: کسی را از جامعه یا گروهی جدا کردن، منزوی کردن

  • Er fühlte sich von seinen Kollegen weggesperrt.او احساس می‌کرد که همکارانش او را منزوی کرده‌اند.
  • Die Gesellschaft neigt dazu, Andersdenkende wegzusperren.جامعه تمایل دارد که دگراندیشان را طرد کند (منزوی کند).