فعل
کنار گذاشتن، جا دادن، بایگانی کردن، دور کردن
معانی و تعاریف wegstellen:
- چیزی را از سر راه برداشتن یا در جایی دیگر قرار دادن، معمولاً برای ایجاد فضا یا مرتب کردن.
- چیزی را برای استفاده بعدی یا برای مدتی کنار گذاشتن.
جملات نمونه برای wegstellen:
„Flora stellt die Einkaufstüte ab, schließt die Tür und zieht die Schuhe aus, und als sie sich bückt, um sie ''wegzustellen'', sträuben sich die Haare auf ihren Armen.“
«فلورا کیسه خرید را زمین میگذارد، در را میبندد و کفشهایش را در میآورد، و وقتی خم میشود تا آنها را کنار بگذارد، موهای بازوهایش سیخ میشوند.»
Kannst du bitte die Teller vom Tisch wegstellen?
میشه لطفا بشقابها رو از روی میز برداری (کنار بگذاری)؟
Er hat sein Fahrrad in den Keller weggestellt.
او دوچرخهاش را در زیرزمین گذاشت (دور کرد).