wegstoßen
هل دادن به کنار، دور کردن با هل دادن، طرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegstoßen)
با فشار یا ضربه چیزی یا کسی را از خود دور کردن.
- Er stieß den Angreifer von sich weg.او مهاجم را با هل دادن از خود دور کرد.
- Sie stieß die Tür mit dem Fuß weg, um sie offen zu halten.او در را با پا هل داد تا باز بماند.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegstoßen)
کسی را از جمع، جامعه یا گروهی طرد کردن؛ کسی را نپذیرفتن یا از خود راندن.
- Man sollte niemanden aus der Gemeinschaft wegstoßen.نباید کسی را از جامعه طرد کرد.
- Seine abweisende Art hat viele Leute von ihm weggestoßen.رفتار غیردوستانه او بسیاری از مردم را از او دور راند.